نظر علي الطالقاني

551

كاشف الأسرار ( فارسى )

تنبيه [ در بيان الشقىّ شقىّ فى بطن امّه و السّعيد سعيد فى بطن امّه ] از گفتهء ما ، معنى الشقىّ شقىّ فى بطن امّه و السّعيد سعيد فى بطن امّه 31 نيك ظاهر شد ، چه اگر مراد از امّ ، همين امّ ظاهرى باشد مراد از شقاوت و سعادت ، شقاوت و سعادت بالقوّه خواهد بود كه همين طينت خوب و بد باشد . يعنى شقاوت و سعادت طينتى در همان بطن امّ داده مىشود . و اگر مراد از امّ ، امّ الكتاب و عالم قضا باشد معنى اين شود كه لوح قضا تغيير ندارد و علم به خاتمه دارد . آن كه نستجير باللّه خاتمهء او شقاوت است اگر چه پيش از او از نيكان باشد ، چون ابليس ، در امّ الكتاب شقى نوشته شده و كذا سعيد و هو العالم . بدان كه فرق ميان شقى و عاصى بسيار است . عاصى مقابل شقى آن است كه به اعانت مزاج گناه كند ، چون گرسنه شديد كه نان ديگرى را از روى لا علاجى بخورد و مثل جوانى كه از شدت شهوت زنا كند ، و شقى خلاف اين است مثل زنا كردن پيران . لهذا وارد شده كه اگر عمر متعه را حرام نكرده بود زنا نمىكرد مگر شقى 32 . و رسيدن شفاعت به اشقياء طولى دارد . و ايضا ظاهر شد معنى آيهء شريفهء وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ 33 كه در سورهء انعام است . مىفرمايد چون كفّار آتش را ديدند تمنّاى برگشتن دنيا به جهت عبادت مىكنند و لكن دروغ مىگويند و اگر به دنيا برگردند باز عود مىكنند به آنچه نهى شده‌اند . بيانش اين است كه جهل مركّب و اعتقاد بد ، به ديدن آتش و عذاب بر نمىگردد و زايل نمىشود چنانچه اگر كسى اعتقادش اين باشد كه اين روشنى صبح است نه روشنى ماهتاب و زير چوب بگويد مرا نزيد رها كنيد كه بر مىگردم و اعتقاد مىكنم كه روشنى ماهتاب است نه صبح ، ظاهر است كه دروغ مىگويد ، اعتقاد به دليل و برهان تغيير مىيابد نه به عذاب و نيران . اللّهمّ نعوذ بك من خلافك و سخطك . مطلب چهاردهم در اشاره به عالم مثال و قالب مثالى . محقّقين از حكماء و عرفاء را اعتقاد آن است كه بين عالم ارواح و عقول و بين اجسام ماديّات و فلكيّات ، عالم وسيعى است كه مقدار دارد و ماده و ثقالت و مزج و تركيب ندارد و او را عالم مثال و عالم برزخ گويند . پس چنانچه ارواح مراتب دارند ، قسمى تعلق به بدن ندارند و آنها را عقول گويند و